مجموعه داستان آقای چنار با من ازدواج میکنی؟ دومین مجموعه داستان میترا معینی در ۹ داستان است که با وسواس تراش خوردهاند.
با وجود هویت مستقل هر داستان، کل مجموعه آمیزهای از حس مرگ، شگفتی زندگی و نبرد و رویارویی این دو است. نبردی که گوشههای دلاویز عشق و امید در آن روشن و سوکهای ناچاری و تسلیم در آن تیره و تارند.
نویسنده با اجرای زبانی برساخته از عهدهٔ این احوالات رویاگون و خیالانگیز برآمده تا حدی که بتوان این داستانها را خواند و لذت برد و بهخاطر سپرد.
بخشی از کتاب:
نالهٔ سه تار که بلند میشد، درویش یواش یواش زمزمه میکرد و اوج میگرفت. فریاد که میزد بند دلشان پاره میشد. بعضی وقتها هم دست میافشاند و چرخ میخورد و ریش و موهای سفید، صورتش را میپوشاند.
این وقتها دلش میخواست نعره بزند و مثل بلبلی که توی قفس به تنگ آمده و پر و بال به میلهٔ قفس میکوبد، خودش را به سنگ و کوه بکوبد تا راحت شود.
اما پریچهر مثل او نبود. ساکت بود و دل به رضا. عجیب تسلیم بود… درویش هم بالاتر از گل به او نمیگفت. پریچهر که میآمد درویش آرام میشد. آخرش هم سنگ به سنگ نزد که نزد.
خرید کتاب آقای چنار با من ازدواج می کنی؟
جستجوی کتاب آقای چنار با من ازدواج می کنی؟ در گودریدز
معرفی کتاب آقای چنار با من ازدواج می کنی؟ از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب آقای چنار با من ازدواج می کنی؟
با وجود هویت مستقل هر داستان، کل مجموعه آمیزهای از حس مرگ، شگفتی زندگی و نبرد و رویارویی این دو است. نبردی که گوشههای دلاویز عشق و امید در آن روشن و سوکهای ناچاری و تسلیم در آن تیره و تارند.
نویسنده با اجرای زبانی برساخته از عهدهٔ این احوالات رویاگون و خیالانگیز برآمده تا حدی که بتوان این داستانها را خواند و لذت برد و بهخاطر سپرد.
بخشی از کتاب:
نالهٔ سه تار که بلند میشد، درویش یواش یواش زمزمه میکرد و اوج میگرفت. فریاد که میزد بند دلشان پاره میشد. بعضی وقتها هم دست میافشاند و چرخ میخورد و ریش و موهای سفید، صورتش را میپوشاند.
این وقتها دلش میخواست نعره بزند و مثل بلبلی که توی قفس به تنگ آمده و پر و بال به میلهٔ قفس میکوبد، خودش را به سنگ و کوه بکوبد تا راحت شود.
اما پریچهر مثل او نبود. ساکت بود و دل به رضا. عجیب تسلیم بود… درویش هم بالاتر از گل به او نمیگفت. پریچهر که میآمد درویش آرام میشد. آخرش هم سنگ به سنگ نزد که نزد.
خرید کتاب آقای چنار با من ازدواج می کنی؟
جستجوی کتاب آقای چنار با من ازدواج می کنی؟ در گودریدز