هوا گرگ و میش بود، چند تا خروس و ماکیان سیاه و سفید در یک صف روی زینهٔ چوبی خوابیده بودند و گربهٔ سیاهی ملال آور و غمناک میومیو می کرد و شیشهٔ سکوت ژرف و سنگین را میشکست. و گرگ و میش بود، چند تا خروس و ماکیان سیاه و سفید در یک صف روی زینهٔ چوبی خوابیده بودند و گربهٔ سیاهی ملال آور و غمناک میومیو می کرد و شیشهٔ سکوت ژرف و سنگین را میشکست. حبیب که تازه از کار برگشته بود، از چاه دل آبی بالا کشید و دست و رو تازه کرد. مادرش آن طرفتر چون مجسمهیی مات و مبهوت ایستاده بود و بر سبیل عادت به هیچ چیز توجه نداشت.
خرید کتاب آن بالا و این پایین
جستجوی کتاب آن بالا و این پایین در گودریدز
معرفی کتاب آن بالا و این پایین از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب آن بالا و این پایین
خرید کتاب آن بالا و این پایین
جستجوی کتاب آن بالا و این پایین در گودریدز