این کتاب شامل ۱۰ داستان کوتاه است که بخشی از داستانهای آن حالوهوای دمزده و تفتیدهٔ جنوب ایران را در بستر کار بازنمایی میکند و برخی دیگر داستانهایی است با فضاها و آدمهای معاصر و به تعبیری با تمرکز بر تنهایی آنها و یاد و حسرتی از گذشتهها.
برش از مجموعه داستان با دریا حرف میزد: «با پدر به شهری آمده بودیم که میگفتند زمانی برادرم آنجا بوده است. اما پدر عقیدهای، غیر از این داشت. برادرم سالها پیش، دوران خدمت سربازیش را آنجا گذرانده بود و در ماههای آخر، یا به روایتی روزهای آخر خدمت، ناگهان غیبش میزند و هیچ رد و اثری از خودش باقی نمیگذارد. حالا به اصرار مادر برای پیدا کردن او به آن شهر آمدیم. من پسر آخر خانواده هستم. در آن زمان فقط پانزده سال داشتم و وظیفهٔ خود میدانستم که در جستوجوی و یافتن برادرم، یاور پدر باشم…»
خرید کتاب با دریا حرف می زد
جستجوی کتاب با دریا حرف می زد در گودریدز
معرفی کتاب با دریا حرف می زد از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب با دریا حرف می زد
برش از مجموعه داستان با دریا حرف میزد: «با پدر به شهری آمده بودیم که میگفتند زمانی برادرم آنجا بوده است. اما پدر عقیدهای، غیر از این داشت. برادرم سالها پیش، دوران خدمت سربازیش را آنجا گذرانده بود و در ماههای آخر، یا به روایتی روزهای آخر خدمت، ناگهان غیبش میزند و هیچ رد و اثری از خودش باقی نمیگذارد. حالا به اصرار مادر برای پیدا کردن او به آن شهر آمدیم. من پسر آخر خانواده هستم. در آن زمان فقط پانزده سال داشتم و وظیفهٔ خود میدانستم که در جستوجوی و یافتن برادرم، یاور پدر باشم…»
خرید کتاب با دریا حرف می زد
جستجوی کتاب با دریا حرف می زد در گودریدز