کتاب تب خواب

اثر فاضله فراهانی از انتشارات نیماژ-بهترین داستان های کوتاه

عمو عبدالله خواست دست رویم بلند کند که گفت:«حیف صاحب داری و ناموس رحمانی. وگرنه همی جا آتشت می‌زدم. حالا تو خانه سربازفراری پناه می‌دی! زن که بی‌صاحب بماند همین می‌شه. پا از خانه بیرون نمی‌گذاری تا شوهرت برگردد.» برنگشت. آن‌قدر نیامد که یک روز تکیه بر در داده بودم و نگاهم کف کوچه بود. چشم‌هایم سیاهی رفت و وقتی باز کردم حکیم را دیدم بالا سرم که می‌گفت «آبستن است و طفل توی شکم دارد.»


خرید کتاب تب خواب
جستجوی کتاب تب خواب در گودریدز

معرفی کتاب تب خواب از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب تب خواب


 کتاب آستین‌ های رنگی
 کتاب عطر نسکافه (مجموعه داستان)
 کتاب جنگ بود،اما تو خواب بودی پسرم
 کتاب امروز نوبت من نیست
 کتاب ایتان فروم
 کتاب هیچ