دیروز که بعد از مدتها دربارهی آن مسئله حرف زد دستم را گرفته بود و روی شکمش گذاشته بود و میپرسید: «اونو توی شکمم حس میکنی؟» بعد جیغ زده بود و او را به بیمارستان رسانده بودم، در حالی که همهی راه گریه میکرد و خون از زیر ناخنهایش که از درد توی بازوی من فرو کرده بود بیرون میزد.
----------
مثل هر تازهواردی دو، سه سالی هم طول کشید که به سرزمین و فرهنگ جدید و سنتهای آن عادت کنیم. شبیه آنها حرف بزنیم. شبیه آنها بخندیم. مثل آنها بخوابیم و همانطوری راه برویم که آنها میروند. اما چیزی که به طور خاص میخواهم به آن اشاره کنم این است که این عادت کردن فرآیندی است که در عمل هیچوقت به طور قطعی محقق نمیشود و پایانی ندارد، و از طرف دیگر عملاً از همان هفتهی اول شروع میشود. از همان روز دوم و سوم به بعد آدم در ذهن خود شروع میکند به نشانهگذاری جاهایی که بار اول آنها را پسندیده. مثل…
خرید کتاب حامله و امپراتور
جستجوی کتاب حامله و امپراتور در گودریدز
معرفی کتاب حامله و امپراتور از نگاه کاربران
مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب حامله و امپراتور
----------
مثل هر تازهواردی دو، سه سالی هم طول کشید که به سرزمین و فرهنگ جدید و سنتهای آن عادت کنیم. شبیه آنها حرف بزنیم. شبیه آنها بخندیم. مثل آنها بخوابیم و همانطوری راه برویم که آنها میروند. اما چیزی که به طور خاص میخواهم به آن اشاره کنم این است که این عادت کردن فرآیندی است که در عمل هیچوقت به طور قطعی محقق نمیشود و پایانی ندارد، و از طرف دیگر عملاً از همان هفتهی اول شروع میشود. از همان روز دوم و سوم به بعد آدم در ذهن خود شروع میکند به نشانهگذاری جاهایی که بار اول آنها را پسندیده. مثل…
خرید کتاب حامله و امپراتور
جستجوی کتاب حامله و امپراتور در گودریدز
مشاهده لینک اصلی