کتاب حوای سرگردان

اثر محمدقائم خانی از انتشارات شهرستان ادب-بهترین داستان های کوتاه

می‌توانم فریاد بزنم چون هیچ کس در باغ نیست تا صدایم را بشنود .می‌توانم پشت کنم به جیوه و دست در جیب شلوار لی ،از جزیره بزنم بیرون.می‌توانم دستش را بگیرم و بفشارم و طوری بگویم :«چرا؟» که خدا هم بشنود و...
نه، نمی‌توانم دستش را بگیرم. نمی‌توانم نگاهش کنم. موهایش دیگر مثل فوجی هوایی نیست که پشت برگ‌های سبز تیره پنهان می‌شوند. مثل خنجر زنگ‌زده‌ای شده که بین روسری چین خورده و صورت سیب گلاب رنگش مانده باشد. که آماده است بزند به قلبم...


خرید کتاب حوای سرگردان
جستجوی کتاب حوای سرگردان در گودریدز

معرفی کتاب حوای سرگردان از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب حوای سرگردان


 کتاب کوچ
 کتاب یلدای اردیبهشت
 کتاب ده قصه‌ی کوتاه
 کتاب داستان‌های کوتاه
 کتاب داستان های ما
 کتاب رسته سنگ اندازان