کتاب داستان های غریب،مردمان عادی

اثر محمدعلی علومی از انتشارات افکار-بهترین داستان های کوتاه

دید قمر راه افتاده، دارد تاتی‌تاتی می‌رود به طرف خمره‌ی آب... آبخوری را پر کرد. نوشید. همان‌وقت بلبلی آمد، پرید دور و بر قمر و او آبخوری گرفت جلوش، بلبل آب نوشید و بنا کرد به آواز خواندن. حالا! عجیب است! رفته بود روی شانه‌ی لاغر قمر نشسته بود و چهچهه، آواز می‌خواند. بلند، یک‌نفس، دلنشین، همه مات ماندند. ساکت شده بودند. قمر و بلبل روی شانه‌اش را نگاه می‌کردند. قمر به راه افتاد. قشنگ و قد بلند شده بود. شده بود عینهو یک دختر جوان زیبا، با آواز بلبل به راه افتاد و رفت... رفت به طرف درخت انار. آرام نشست. بلبل پرید روی شاخه‌های انار، باز هم بلند و قشنگ آواز می‌خواند. قمر دراز کشید. لبخند زد به بلبل، به آسمان، به خورشید... رنگش شد سفید سفید. آه کشید...


خرید کتاب داستان های غریب،مردمان عادی
جستجوی کتاب داستان های غریب،مردمان عادی در گودریدز

معرفی کتاب داستان های غریب،مردمان عادی از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب داستان های غریب،مردمان عادی


 کتاب خانه قاضی و دو داستان دیگر
 کتاب به خاطر پروانه
 کتاب نامه به حاکم ناشناس
 کتاب پادشه خوبان
 کتاب پیامبر
 کتاب عموجان جانی دالر