میترا پشت تلفن گفت: «بچه مایهداره! باباش یه بنز آخرین سیستم بهش داده که تو تهران جفت نداره.» بعد با آب و تاب بیشتر ادامه داد: « باباش نمایندگی یکی از این موبایلا رو تو ایران داره ولی پسره میگه میخوام از زندگی چیز یاد بگیرم، واسه همینم چند ماهه اومده تو شرکت ما داره کار میکنه... قیافهشو ببینی باورت نمی شه بس که خاکیه... »
خرید کتاب رستگاری در کافی شاپ
جستجوی کتاب رستگاری در کافی شاپ در گودریدز
معرفی کتاب رستگاری در کافی شاپ از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب رستگاری در کافی شاپ
خرید کتاب رستگاری در کافی شاپ
جستجوی کتاب رستگاری در کافی شاپ در گودریدز