خرید کتاب زن زیادی
جستجوی کتاب زن زیادی در گودریدز
امّا در میانِ داستان هایِ این کتاب، به نظرم داستانِ « مسلول» چیزِ دیگری بود، بسیار تأثیر گذار،... سرشار از تشبیهاتِ بسیار زیبا که فقط میتوانست از ذهنِ خلاقِ آل احمد، تراوش کند... تشبیهِ نگاهِ مریضان، تشبیهِ آسایشگاه و دکتر و دستگاهِ اسکن... همه و همه زیبا و خلاقانه بود
در پایانِ داستانِ «مسلول» این جملۀ جالب آمده بود: من پاکتِ بزرگ و سیاهِ عکسِ سینه ام را زیرِ بغلم حس کردم، درست به کارنامۀ مردودی میماند که به دستِ یک بچه مدرسه ای داده باشند
پیروز باشید و ایرانی
مشاهده لینک اصلی
اولین کتابی که از جلال آل احمد خواندم به نام مدیر مدرسه را اصلا دوست نداشتم و وقتی به این کتاب برخوردم یاد همان تجربه افتادم ولی فکر کردم که بهتر است زود قضاوت نکنم بخصوص که دسترسی من به کتاب آسان نیست و این فعلا در کتابخانه موجود است. داستان اول و دوم کتاب را دوست داشتم ولی داستانهای بعد به شدت کسل کنند و به نظر تکرار مکرارت بودند...داستانها همه از زندگی اجتماعی و مردمان معمولا فقیر و ناچار بیان شده و ظلمی که به آنها میرود یا کوته فکریهایی که باعث بدبختی بیشترشان میشود. به تصویر کشیدن درد روزگار قابل تحسین است ولی تکرار خسته کننده است.
مشاهده لینک اصلی