کتاب قصه های بی وقتی

اثر حسن غلامعلی فرد از انتشارات نیماژ-بهترین داستان های کوتاه

مادرم کلفت خانه‌های مردم بود. صبح به صبح جارو و سطل و لباس‌های پاره پورهٔ مرا بر می‌داشت و می‌رفت خانهٔ مردم، از بالا تا پایین خانه‌هاشان را می‌روبید و می‌سابید و غروب بر می‌گشت خانه. وقتی به خانه می‌رسید از خستگی نای نفس کشیدن هم نداشت اما باید ظرف تخم مرغ‌ها را پر می‌کرد. پس چادرش را می‌بست دور کمرش و می‌نشست روی لگن و تخم می‌گذاشت. مادرم هر شب یکی دو تا تخم می‌گذاشت. بعد دست می‌گذاشت روی زانوهای فرسوده‌‌اش و ناله کنان از روی لگن پا می‌شد. وقتی بر می‌خواست از زانوهایش صدای پول خرد می‌آمد. بعد لنگ لنگان می‌رفت روی تشکش دراز می‌کشید و خرخرش بلند می‌شد…


خرید کتاب قصه های بی وقتی
جستجوی کتاب قصه های بی وقتی در گودریدز

معرفی کتاب قصه های بی وقتی از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب قصه های بی وقتی


 کتاب آستین‌ های رنگی
 کتاب عطر نسکافه (مجموعه داستان)
 کتاب جنگ بود،اما تو خواب بودی پسرم
 کتاب امروز نوبت من نیست
 کتاب ایتان فروم
 کتاب هیچ