سرش گیج رفت. به دور و بر اتاق نگاهی انداخت کف هال یک تخته فرش قدیمی کاشان پهن بود. پردهی مخملی که از پنجره آویزان بود به مرور زمان رنگش پریده و از قهوهای تند به کرم رنگ و رو رفته و رگه رگهای تبدیل شده بود سمت چپ دری بود که به اتاق خواب پسرش باز میشد روی تاقچهی بخاری یک شال ترمهی کرمان پهن بود و رویش یک آیینه دو طرف آیینه دو قاب نقرهای بود عکس رنگی از پسربچهای با چشمهای براق آبی و دیگری عکسی سیاه و سفید از بالا تنهی مردی که لباس نظامی تنش بود و چند شمایل باسمهای که از کلیسا آورده بود روی قابها آویزان بود حالا همهچیز دور سرش میچرخید...
خرید کتاب لورکا در خانه ی خیابان فرشته
جستجوی کتاب لورکا در خانه ی خیابان فرشته در گودریدز
معرفی کتاب لورکا در خانه ی خیابان فرشته از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب لورکا در خانه ی خیابان فرشته
خرید کتاب لورکا در خانه ی خیابان فرشته
جستجوی کتاب لورکا در خانه ی خیابان فرشته در گودریدز