ديگر تحمل ماندن توی درشكه را نداشت. پياده شد و توی خيابان به قدم زدن پرداخت. هوا تاريك شده بود. تك و توك، چند فانوس آن خيابان خلوت و دورافتاده را روشن كرده بودند و شعلهی فانوسها در باد پيچ و تاب میخوردند. باران بند آمده بود. پيادهرو تقريبا خشك شده بود، ولی كف سنگفرش نشدهی خيابان هنوز خيس بود و در گوشه و كنار آن چالههايی پر از آب ديده میشد...
خرید کتاب مرده ها سکوت میکنند
جستجوی کتاب مرده ها سکوت میکنند در گودریدز
معرفی کتاب مرده ها سکوت میکنند از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب مرده ها سکوت میکنند
خرید کتاب مرده ها سکوت میکنند
جستجوی کتاب مرده ها سکوت میکنند در گودریدز