«نمیتوانم فراموشت کنم.» خامی ما زنها که نوبر نیست. همیشه ساده و خوشباور بودهایم. حتی من که یک تجربه از سر گذراندهام. «فراموش کردنت کار حضرت فیل است.» نباید میخندیدم. خندیدم.«پی آشتی!» «من که قهر نکرده بودم؟» حالا مگر دائم و موقت فرقی دارد؟» باز خندیده بودم. لبهایم همیشه به من خیانت کردهاند: مواقعی که نباید حرف بزنند، حرف زدهاند زمانی که نباید بخندند خندیدهاند. و این بار بیشتر خیانت کردند.
خرید کتاب من یک مقتولم
جستجوی کتاب من یک مقتولم در گودریدز
معرفی کتاب من یک مقتولم از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب من یک مقتولم
خرید کتاب من یک مقتولم
جستجوی کتاب من یک مقتولم در گودریدز