عزیز آن بار مرا در زمین خاکی درندشتی به حضور پذیرفت که تا چشم کار می کرد در اطراف جز خس و خاشاک نبود. هوا به قدری گرفته و تاریک بود که سفیدی کفن مادربزرگ به چشم می خورد. این آخری ها بیش تر و بیش تر عزیز را در این لباس می دیدم. در کفنی که تازه تمیز و مرتب هم نبود. خود مادربزرگ هم اوقات نداشت.
خرید کتاب پدر ما که در آسمانی…
جستجوی کتاب پدر ما که در آسمانی… در گودریدز
معرفی کتاب پدر ما که در آسمانی… از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب پدر ما که در آسمانی…
خرید کتاب پدر ما که در آسمانی…
جستجوی کتاب پدر ما که در آسمانی… در گودریدز