تمام آنچه رخ داده بود، در تمام تاریکی شب پیش رویم بود. چشمهایم را مالیدم و باز از ورای لایهی خاکستری فضای اتاق نسرین، درون اتاق را کاویدم. زن بیچاره در خانهی خودش بود. او تمام شب روبهرویم نسشته بود. در تاریکی اتاقش پنهان شده، مرا میدید و با من حرف میزد. از حال رفتم، روی صندلی افتادم و مات و مبهوت به تن افتادهی نسرین روی صندلی راحتی، جلوی پنجره، با سری رها شده و گیسوان سیاه و پرپیچ و تاب ریخته روی صورتش خیره ماندم...
خرید کتاب پری دریایی
جستجوی کتاب پری دریایی در گودریدز
معرفی کتاب پری دریایی از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب پری دریایی
خرید کتاب پری دریایی
جستجوی کتاب پری دریایی در گودریدز