کتاب چهره ای خالی از سکنه

اثر مجید صابری از انتشارات نگاه-بهترین داستان های کوتاه

پارچه را آهسته کنار کشید. صورت سیاه و کبود بود. دستمال داد به لاله. لب لاله مثل لبۀ گلبرگ صورتی بود. دستمال را کشید به لب‌ها. خم شد و چانه جسد را بوسید. عمه به مینا هم گفت اگر می‌خواهد برای بار آخر مادربزرگ را ببوسد. مینا جلو آمد. چانه را بوسید. گونه‌هایش سرخ شد. عباس عکس گرفت. می‌گذاشت در گروه خانوادگی. بقیه خم شده بودند جلو که ببینند. بینی سبز بود. چروک‌های صورت کمتر. چهره شبیه خانه‌ای خالی از سکنه بود. در را باز و بسته می‌کردند تا گرم نشود. اگر گرم می‌شد خطرناک بود. عمو گفته بود می‌ترکد.


خرید کتاب چهره ای خالی از سکنه
جستجوی کتاب چهره ای خالی از سکنه در گودریدز

معرفی کتاب چهره ای خالی از سکنه از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب چهره ای خالی از سکنه


 کتاب خانه قاضی و دو داستان دیگر
 کتاب به خاطر پروانه
 کتاب نامه به حاکم ناشناس
 کتاب پادشه خوبان
 کتاب پیامبر
 کتاب عموجان جانی دالر