کتاب چهل گیسو

اثر محمدرضا صفدری از انتشارات نیماژ-بهترین داستان های کوتاه

پیرمرد و پیرزنی در دهکده‌ای زندگانی می‌کردند. آن‌ها دوتا دختر داشتند. زندگی‌شان نه خوب و نه بد می‌گذشت. هر روز صبح از خواب بیدار می‌شدند، چاله‌ی آتش را نگاه می‌کردند، چهار گرده نان می‌دیدند که گرم و برشته آماده است. گرده‌های نان را برمی‌داشتند و می‌خوردند. به هر یکی یک گرده می‌رسید. روزی پیرمرد به پیرزن گفت: «بیا دخترها را ببریم تو بیابان گم کنیم تا گرده‌ای که بهره‌ی آن‌هاست بهره‌ی خودمان بشود.» پیرزن هم گفت: «این هم بد راهی نیست.» چند روز گذشت. پیرمرد به دخترهایش گفت: «بیایید برویم باغ برایتان کنار بچینم.» ...


خرید کتاب چهل گیسو
جستجوی کتاب چهل گیسو در گودریدز

معرفی کتاب چهل گیسو از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب چهل گیسو


 کتاب خانه قاضی و دو داستان دیگر
 کتاب به خاطر پروانه
 کتاب نامه به حاکم ناشناس
 کتاب پادشه خوبان
 کتاب پیامبر
 کتاب عموجان جانی دالر